The Real Assassin’s Creed; نگاهی به تولد و مرگ فرقه حشاشین در ایران و سوریه

03 سپتامبر 1401 در 11:11

بازی معروف Assassin’s Creed با الهام از داستان جذاب و واقعی یک فرقه جنگجو به نام فرقه هاشاشین (یا نزاریا) در ایران و سوریه ساخته شده است.

سری بازی های Assassin’s Creed کاملا مبتنی بر واقعیت نیستند. اما کل داستان و خود کلمه Assassins بر اساس یک فرقه واقعی از جنگجویان است. این فرقه به نام هشاشین (یا نظریه) در ایران و سوریه ظهور کرده و تاریخچه بسیار جالبی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

داستان واقعی Assassin’s Creed; تولد تا مرگ فرقه حشاشین

در سال 1167 میلادی بنیامین از مردم تودلا که خاخام اسپانیایی بود به سوریه سفر کرد. روایت او از خاشاشین باعث وحشت و شیفتگی غرب شد. او در داستانی که به غربی ها گفت، از فرقه ای جنگجو یاد کرد که در کوه ها پنهان شده و از یک رهبر مرموز به نام پیرمرد کوه پیروی می کردند.

در طول دو قرن بعد، صلیبیون و سایر مسافران از خاورمیانه بازگشتند و جزئیات جدیدی به داستان اضافه کردند.

در قرن دهم، خلافت عباسی تضعیف شد و به سلسله های مختلف فرصت داده شد تا از آن جدا شوند. در آن زمان مسلمانان شیعه به گروه های کوچک تری تقسیم شدند. سه گروه اصلی شامل اسماعیلیه، جعفری و زیدیه است.

قاتلان عقیده

خلافت فاطمی، خلافت شیعه اسماعیلی بود. از قرن 10 تا 12 میلادی، خلافت فاطمی بخش غربی عربستان سعودی، سوریه، مصر، سودان، شمال آفریقا و سیسیل را تحت کنترل داشت. پس از جنگ جانشینی، گروه کوچکتری به نام اسماعیلیان نزاری ظهور کردند. فرقه حساشین نیز از این گروه سرچشمه گرفته است.

در سال 1090 حسن صباح (بنیانگذار حکومت اسماعیلی نزاری) به ایران رفت و به رهبری او گروهی از مسلمانان شیعه برای نابودی دشمنان تشکیل شد. حسن صباح به دنبال مکانی برای قرارگاه فرماندهی خود بود و سرانجام قلعه الموت را انتخاب کرد.

  رعنا به علاوه سقف شیشه ای در برابر شاهین; کدام را بخریم؟

این قلعه مکان بسیار محکمی بود. مقر خشاشین در کوه بود. اعضای حشاشین در این مکان از مهاجمان در امان بودند و می توانستند استراتژی های خود را طراحی کنند. سلجوقیان اهل سنت از تشکیل حکومت جدید در داخل مرزهای ایران خرسند نبودند و در نتیجه درگیری بین حکومت نزاری و سلجوقی آغاز شد.

حسن صباح با توجه به جایگاه بالایی که داشت مشکلی برای جذب هواداران نداشت. اندکی پس از استقرار در قلعه الموت، حشاشین ها شروع به استفاده از عوامل برای جاسوسی و ترور برای کسب موقعیت سیاسی کردند.

صباح در سال 1092 دستور قتل نظام الملک سلجوقی را صادر کرد. این ترور باعث درگیری در امپراتوری سلجوقی برای یافتن وارث شد. در دوره صباح 50 ترور موفق در این منطقه انجام شد.

کوه

پس از آن حشاشین ها موفق شدند چندین قلعه مشابه را در کوه های سوریه تصرف کنند. در نتیجه نفوذ آنها افزایش یافت. آنها جنگجویان آموزش دیده و ماهر در هنرهای جاسوسی، مراقبت و پنهان کاری بودند.

در واقع، تنها بهترین افراد مصرف کننده حرفه ای حشیش می شوند. آنها اعضایی بودند که مسئول قتل بودند. بسیاری از کشتارها نیازمند برنامه ریزی بسیار دقیق برای برهم زدن امنیت دشمن و نزدیک شدن به اهداف بود.

قاتل ها باید هم جوان و هم از نظر فیزیکی در اوج خود باشند تا در طول ماموریت ها اعمال فیزیکی را انجام دهند. زمانی که کشتن ضروری نبود، از تاکتیک های غیر کشنده دیگری مانند انواع جنگ روانی برای برقراری نظم استفاده می شد.

علاوه بر این، اوضاع سیاسی منطقه به نفع فرقه نذیریه است. زیرا زمانی که سلجوقیان مشغول جنگ با صلیبیون بودند، قدرت خود را گسترش دادند. هنگامی که صباح در سال 1124 بیمار شد و در 90 سالگی درگذشت، رهبر جدیدی به قدرت رسید. در نتیجه فعالیت خاشاشین ادامه یافت.

  شیائومی 13 اولین گوشی مجهز به تراشه اسنپدراگون 8 نسل 2 خواهد بود

در سال 1176 صلاح الدین مصیاف را محاصره کرد. اما پس از اخطار سنان (رهبر خاشاشین) محاصره را متوقف کرد. یک شب صلاح الدین در چادر خود از خواب بیدار شد و متوجه شد که با یک یادداشت و خنجر مسموم تهدید شده است که اگر تسلیم نشود کشته خواهد شد.

صلاح الدین

پس از این واقعه، صلاح الدین ترس از دست دادن جان خود را داشت و به هیچ غریبه ای اجازه ملاقات نداد. در سال 1191، سنان دستور نهایی را برای کشتن کنراد (پادشاه جدید اورشلیم) صادر کرد.

پیروان سنان بسیار به او وفادار بودند. ظاهرا سنان یک بار به پیروانش دستور داد که از لبه صخره بپرند و بمیرند و آنها هم بدون هیچ سوالی به دستور او عمل کردند! او قوم خود را به شیوه ای شیطانی کنترل می کرد.

سرانجام فرقه حشاشین (ناظریه).

در حالی که حشاشین مدت ها پس از مرگ بنیانگذارش به موفقیت خود ادامه داد. اما این موفقیت برای همیشه دوام نیاورد. امپراتوری مغول در سال 1240 به سوریه حمله کرد و سرانجام در سال 1235 موفق شد قلعه های خاشاشین را محاصره کند.

فرقه حشاشین

تمام قلعه‌های نظریه، از جمله قلعه الموت، تا سال 1256 غارت شده بود. هنگامی که مغول‌ها توسط نیروهای اسلامی دیگر از منطقه بیرون رانده شدند، حشاشین‌ها موفق شدند الموت را برای مدت کوتاهی در سال 1275 پس بگیرند. اما در آن زمان آنها آنقدر قوی نبودند که بتوانند به شکوه سابق خود بازگردند. از این قسمت به بعد هیچ گزارش رسمی از خشاشین وجود ندارد.

ریشه کلمه خشاشین یا قاتل

داستان هایی که در اروپا درباره فرقه خاشاشین منتشر شد، کاملاً دقیق و قابل اعتماد نبود. بیشتر اطلاعاتی که در مورد حشاشین ها به اروپا رسیده بود از دو منبع صلیبیون و مسلمانان سنی که دشمنان آنها بودند به دست آمده بود.

  تلاش جدید برای حیات در مریخ: تولید اکسیژن با استفاده از پلاسما

حتی کلمه حشاشین در عربی به افراد تحت تأثیر مواد مخدر اطلاق می شود; از این رو این اصطلاح به صورت تحقیرآمیز برای اشاره به این گروه به کار می رفت و هرگز توسط خود نذیریان به کار نمی رفت.

فرقه Assassin's Creed Hashashin

همچنین باید توجه داشت که ترور سیاسی منحصر به نذیریت نیست. اهل سنت و صلیبی ها در خومیانه نیز برای رسیدن به اهداف خود از ترور استفاده کردند. حتی اروپایی ها مدت ها قبل از ظهور نازیری ها در کشتن رقبای سیاسی خود خوب بودند.

مقایسه فرقه خاشاشین در بازی اصلی Creed و واقعیت

تفاوت های زیادی بین خاشاشین در Assassin’s Creed و فرقه خاشاشین در دنیای واقعی وجود دارد. اولا، فرقه هشاشین لباس نمادین کلاهدار را نپوشیدند، در عوض ترجیح دادند تا حد امکان راحت لباس بپوشند.

فرقه Assassin's Creed Hashashin

در واقع لباس های خود را با توجه به محل ترور انتخاب می کنند. یک بار ممکن است لباس های دهقانی را در خیابان بپوشند و بار دیگر ممکن است در یک مهمانی لباس های شیک بپوشند.

دوم اینکه آرمان های خاشاشین در بازی و واقعیت متفاوت است. همانطور که فرقه حشاشین با دشمنان سیاسی صباح به خاطر عقاید شیعه و مذهبی خود می جنگد. اما خشاشین برای آزادی و فردگرایی در بازی جنگید.

در نهایت حشاشین ها از هیچ تیغه پنهانی استفاده نمی کردند و طبق داستان از خنجرهای کوچک استفاده می کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.